عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

247

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

پس از اينكه سلطان اويس ، بغداد را از مرجان سركش پس گرفت ، او را به حضور طلبيد و احترامش كرد و پست استاندارى را به وى ، بازگرداند و هردو ، هم‌صدا شدند كه اصل فتنه ، مربوط به سردار احمد ، برادر وزير است . لذا سلطان اويس ، سردار احمد را فراخواند و با يك ضربت ، شكمش را دريد و به يكى از فرماندهان خود دستور داد ، او را به قتل برساند . « 1 » هنگامى كه سلطان اويس ، اقدامات غلام خود ( مرجان ) نسبت به گراميداشت شعائر حائر مقدس و صرف مال و ثروت و وقف املاك خود ، بر آن را مشاهده نمود و دريافت كه بايد خود در انجام اين كارها ، پيشدستى مىكرده است - چنان كه پيشتر گفته شد - دست به كار تجديد بناى حائر مقدس گرديد . پسران او ، سلطان حسين و سلطان احمد ، كار پدر را در تكميل و توسعه ساختمان حائر دنبال كردند . با اين وجود مناره عبد در سال 1354 ه به واسطه دست‌اندازى به موقوفات فراوان آن ، ناجوانمردانه ويران گرديد . تمام اين مطلب ، توسط علامه بزرگوار « شيخ محمّد سماوى » ، يكى از دانشمندان سرشناس نجف اشرف در كتاب مجالى الطّف بارض الطّف به نظم درآمده است « 2 » كه ما از نقل آن ، صرف‌نظر مىكنيم .

--> ( 1 ) . همان ، ج 14 ، ص 319 . ( 2 ) . ر . ك : مجالى الطف ، ص 41 .